حمید آب آذر* چرا منتقد سالاری‌ام

admin 1395-09-22 ۰
حمید آب آذر* چرا منتقد سالاری‌ام

اینکه در برخی از مولفه های انتقاد به سالاری افرادی بر مدرک دکتری ایشان تشکیک وارد می کنند، نقد بیهوده ای است. دکتر سالاری از نخبگان و مدیران باسواد ماست. در مملکتی که سالیانه هزاران نفر در انواع دانشگاه ها به راحتی دکتری می گیرند شایسته نیست که چنین نقدی را متوجه ایشان کنیم.

مشکل اصلی من با آقای سالاری قوم سالاری و ارتقا اقوام خود در مدیریت هم نیست. متاسفانه پدیده قوم گرایی در نزد بسیاری از مسوولین مملکت دیده می شود. مگر عضو شورای شهر بوشهر اخیرا افشا نکرد که شهردار به هر کدام از اعضای شورای شهر دو سهمیه برای استخدام فرد مورد نظر خود داده است. سالاری هم در همین ساختار زندگی و مدیریت کرده است.

مشکل من حتی با کارنامه اقتصادی وی هم نیست. منصف باشیم. با دست خالی چه می توان کرد. سالاری را زمانی می توان نقد کرد که بودجه کافی برای توسعه اقتصادی در صندوق استانداری داشته باشد.

مشکل من با سالاری اینجاست که ایشان ظاهرا نمی داند با آرای مردم اصلاح طلب به کرسی استانداری رسیده است.

اصلاح طلبان بوشهر از بیست سال گذشته دو طیف بوده اند.

یکی شاخه ائتلاف و دیگری شورای هماهنگی. کارنامه این دو شاخه نشان داده است که علیرغم اختلاف سلیقه در انتخابات، دست در دست هم با فراموش کردن اختلافات، اهداف اصلاح طلبی را در استان پیش برده اند.

در ابتدای کار آقای سالاری، ائتلاف به انتقاد از رویکرد وی در راندن اصلاح طلبان برجسته استان از صحنه مدیریت استان کرد.

شورای هماهنگی در مخالفت با ائتلاف به حمایت از استاندار پرداخت.

پس از سه سال شورای هماهنگی رسما با صدور بیانیه ای به انتقاد از مدیریت سالاری پرداخته است و به جمع منتقدین سالاری پیوسته است.

اکنون از مجموع قریب به سی حزب و مطبوعه اصلاح طلب بیش از بیست حزب و مطبوعه اصلاح طلب منتقد جدی سالاری شده اند.

از آنجا که استاندار دولت تدبیر می بایست پاسخگوی تهران از چرایی نارضایتی اصلاح طلبان از مدیریت وی باشد، شیوه های نادرست و اختلاف برانگیزی را برای توجیه چنین وضعیتی انتخاب کرده است. نفی کارنامه سران اصلاحات بوشهر، احزاب و کارکرد آنها، بی توجهی به مطبوعات و انتقادات روزنامه نگاران به همراه تشکل سازی گلخانه ای با استفاده از ابزار قدرت از جمله ی شیوه های پاسخگویی اوست.

سالاری کوشیده است جوانان اصلاح طلب و آرمانخواه را در برابر کارکشتگان اصلاح طلب و همچنین نمایندگان قانونی احزاب قرار دهد. برای مثال در ماجرای سفر خانم ابتکار اگر چه شرط احزاب منتقد، نشست مستقل و بدون دخالت استانداری بود، متاسفانه استانداری با دعوت از جوانان و موافقان مدیریت سالاری به تعداد زیاد نسبت به عرف چنین نشست هایی، به دور از هدف اصلی معاون رییس جمهور از نشست با منتقدان، سعی در خاموش کردن صدای منتقدین خود داشت. اگر چه ابتکار متوجه این بازی سیاسی شد و وقت اندک خود را در جلسه ای جداگانه به منتقدین داد اما دستگاه استانداری به یکی از اهداف خود رسید و آن هم ایجاد کدورت و اختلاف بین جوانان و احزاب شد. جوانان موافق سالاری که صادقانه منتظر دیدار با معاون رییس جمهور بودند اما خانم ابتکار مصلحت دید بر خلاف چینش استانداری، در مهمانسرای کوچک با احزاب منتقد دیدار کند. شیوه خطرناکی که هم پیران اصلاح طلب و هم جوانان باهوش باید مواظب تکرار چنین دامی باشند.

یکی از دلایلی که معتقدم سالاری امانتدار خوبی برای رای سیاسی مردم بوشهر نبوده است همین شیوه بی توجهی به احزاب و اختلاف افکنی بین اصلاح طلبان است.

اینکه سالاری در راضی نگه داشتن اصولگرایان و طرد اصلاح طلبان چه هدفی را دنبال می کند گمانه زنی های بسیاری در بین اهل نظر وجود دارد. که قصد چنین گمانه نوشتی در این مقال ندارم. اما محتمل ترین آنها به نظرم این است که سالاری با شناخت دقیق از ساختار قدرت اصولگرایان، نمی خواهد مقام خود را در خطر حملات آنان قرار دهد. و با اشراف دقیق بر این موضوع اگاهانه به طرد بیشتر اصلاح طلبان پرداخته است.

طرد اصلاح طلبان و گرایش بیشتر به اصولگرایان می تواند موجب یاس و نامیدی مردم اصلاح طلب استان بوشهر در انتخابات آینده باشد. آیا سالاری حق دارد برای تثبیت بیشتر مقام خود، سرنوشت اصلاح طلبی را در بوشهر به دام ناامیدی بیندازد؟

*روزنامه نگار اصلاح طلب

یک دیدگاه