خسرو دهقانی* تشکل‌ها و کنش‌های اصلاح طلبان بوشهری در آستانه انتخابات شوراها

admin 1395-09-22 ۰
خسرو دهقانی* تشکل‌ها و کنش‌های اصلاح طلبان بوشهری در آستانه انتخابات شوراها

شناخت نیروها و جریان های سیاسی از دیدگاه هستی شناسانه باعث می شود تا به لحاظ معنایی به درک بهتری از هنجارهای گروهی و شاکله هویتی آنها نائل آییم.

تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ ائتلاف اصلاح طلبان متشکل از چند فعال سیاسی و مدیر مسئول تعدادی از هفته نامه ها ، ساختاری هیات گونه را برای هماهنگ کردن نیروهای اصلاح طلب و تاثیرگذاری بر روندهای سیاسی سامان دهی نمودند. این افراد به خاطر انسجام در هنجارها و اشتراکات بیناذهنی و همچنین زیست سیاسی پرمشقت در دوران دولت گذشته ؛ بتدریج هویت خود را به گونه ای هژمونیک در سپهر سیاسی استان تثبیت نمودند . در همان دوران برخی فعالان سیاسی خارج از مدار هویتی این جرگه، “ائتلاف ” را حلقه ای آهنین و الیگارشیک توصیف می کردند که نه پوسته سخت آن اجازه ورود به دیگران را می دهد و نه تمایلی برای بازتر شدن شعاع این دایره مضیق وجود دارد.

انتخابات سال ۹۲ و پیروزی دولت تدبیر امید ، فضای سیاسی را به گونه ای دگر رقم زد و به طور طبیعی میدان را برای مانور فعالان دیگر بازتر تر نمود . نیروهایی که تا دیروز منتقد مشی ائتلاف بو دند از قضا در تشکلی دیگر بنام شورای هماهنگی جبهه اصلاحات گرد آمدند. شورای هماهنگی گرچه ساختاری ملی بود ولی در استان بوشهر از یک جهت با یک مفصل بندی گفتمانی خاص به دنبال شکل دادن به هویتی جدید در برابر ” دیگری ” بود .

این دیگری از قضا نه جناح رقیب بلکه ؛ ائتلاف اصلاح طابان بود . صورتبندی شورای هماهنگی به لحاظ هنجارها و اشتراکات بیناذهنی میان اعضا ، هویتی را برسازی نمود که هر چند در ابتدا ظاهری سازمند داشت ولی در ادامه فعالیت ها، گسل های آن بیشتر نمودار شد.

این در حالی بود که ائتلاف همچنان با عقبه انسجام هویتی ، عناصر معنایی و هنجاری هویت ساز را در خود حفظ کرده بود . با باز شدن فضای سیاسی و تغییرات مدیریتی در استان ، شورا حضور خود را پررنگ تر کرد و عناصر هویتی خود را در مقابل ائتلاف به رخ کشید. هرچند هردو تشکل از یک دال بزرگ به نام اصلاحات در گفتمان های هویت مدار خود بهره می بردند ولی شورای هماهنگی و ائتلاف دارای مرزهای هویتی مجزایی بودند که تلاش داشتند تا نیروها و اشتراکات معنایی خود را همچنان حفظ نمایند.

با ورود نیروهای جدید و جوان تر به صحنه فعالیت ها، نقش تمرکز گرایی سیاسی هردو تشکل در جایگاه راهبری سیاسی و ایفای نقش برادر بزرگتر برای فعالان سیاسی روبه ضعف گذاشت.

در ماههای اخیر تصمیم سازی های پارادوکسیکال نشان داد شورای هماهنگی بر خلاف نامش چندان هم هماهنگ نیست . بازنمایی برخی مسایل و پویش های نمایندگان احزاب به ظاهر متشکل اما تشکیلات گریز ، هویت شورا را دوپاره کرد . گذشته از پویش های ضعیف راهبری در قالب نهادهای سیاسی در استان، اصلاح طلبان این روزها با مصائب دیگری هم رودرو هستند که یکی از آنها گرفتار شدن در عملگرایی مفرط است. از همین روی به نظر می رسد بازی های زبانی و کنش های معطوف به معنا جای خود را به بازی های صرفا سیاسی داده است و کنش ها روز به روز بیشتر از معنا تهی می شود.

توسل به پراگماتیسم افراطی و عقلانیت ابزاری معطوف به نتیجه باعث شده گفتمان اصلاح طلبی بیش از پیش خالی از عقلانیت مفاهمه ای باشد. حضور جوانان و کنشگران شهرستانی که مرکزنشینان را به سانترالیسم، خودبسندگی و خودیاری متهم می کنند، یکی از این معضلات پرشمار به شمار می اید . امروزه اصلاح طلبان و حامیان دولت به شکلی درهم و پست مدرن هریک خود را خارج از تشکل های موجود کنشگر به حساب می آورد، در حالی که در دایره بازی ، جایی را برای خود متصور نمی بیند . این پراکندگی و درهم بودگی فقط خاص کنشگران خارج از مدار نهادینگی نیست بلکه ؛ بازیگران تشکیلاتی نیز به نوعی با خودکنشی و خودپنداری با ان دست به گریباند .در تبیین این فرایند شاید بتوان به تحولات بعد از جنگ سرد و به خصوص ظهور فراتکنولوژی ها مانند شبکه های مجازی اشاره کرد . امروزه کنشگران در فضاهای مجازی زودتر خود را پیدا می کنند و با نوعی خود ادراکی به خود حق می دهند که بازی های درهم سیاسی را برنتابند.

از طرف دیگر ضعف نهادمندی های سیاسی باعث شده است تا شبکه های کلاینتالیستی یا حامی /پیرو تقویت شود و برخی فعالان شناخته شده اصلاح طلب حتا در زمین جناح رقیب به بازی های حمایت جویانه روی بیاورند . از همین رو ایجاد فضایی چنین مغشوش و درهم به لحاظ هویتی ، گاه ناظران بیرونی را گیج و سردرگم کرده است که واقعا مرزهای هویتی اصلاح طلبی و اصولگرایی کجا واقع شده است!؟

یکی دیگر از عوامل تغییرات رفتاری در ماههای اخیر بدون تردید به کنش های معطوف به انتخابات مربوط می شود . مهمترین رویداد سیاسی پیش رو دو انتخابات مهم ریاست جمهوری در سطح ملی و انتخابات شورای شهر در سطح محلی است. به نظر می رسد انتخابات شورای شهر برای برخی فعالین و لیدرهای حزبی بیش از انتخابات ریاست جمهوری حایز اهمیت است ؛ چرا که نقش آنها این بار نه چیدمان بازیگران سیاسی برای رای دهندگان ؛ که خود بازیگری است . قرار است سناریویی تنظیم شود که برخی اعضا هم آن را کارگردانی و هم بازی کنند . به همین سبب تبیین رفتارهای سیاسی در این راستا به ماهیت کنش های سیاسی پارادوکسیکال معنای بیشتری می بخشد.

به بحث آغازین برگردیم . سوالی که در اینجا قابل طرح است این است که آیا مرزهای هویتی تشکل ها با این اقدام فرو خواهد ریخت ؟ آیا هویت ها با یکدیگر امتزاج خواهند یافت و هویت واحدی خلق خواهد شد ؟ پاسخ به این سوال به نظر آسان می نماید . عناصر هویت ساز و گفتمانی دو جریان علی رغم اشتراک در یک دال بزرگ بنام اصلاحات ، متفاوت است ؛ به همین سبب نیز شکستن مرزهای هویتی کار آسانی نیست . هم ذهنیات و عناصر بیناذهنی دو جریان متفاوت است و هم هنجارهای حاکم بر دو جریان باهم فرق دارد . کافی است در تنظیم لیست انتخابات شوراها خواسته ها ، منافع و توقعات برآورده نشود؛ اینجاست که مرزهای هویتی برجسته خواهد شد.

سوال دیگر این است که نیروهای اصلاح طلبی که خارج از لیست این دو جریان قرار می گیرند به کدام کنش دست خواهند زد ؟ ایا به لیست تمکین خواهند کرد یا سناریوی دیگری رقم خواهد خورد؟

برای پاسخ به این سوال باید به جنس انتخابات شوراها و تفاوت ان با انتخابات در سطح ملی توجه کرد. به هر حال ائتلاف سازی در سطوح محلی کاری بس دشوار است، به خصوص اینکه تمام شرایط نامزدها در چیدمان لحاظ نشود.

فراموش نکنیم که چیدمان اصلاح طلبان در دور گذشته به شدت مناقشه برانگیز بود و به خصوص با اعتزاض شدید اعضای فعلی شورای هماهنگی روبرو شد ؛ هرچند چیدمان اصلاح طلبان در ترجیحات رای دهندگان نیز جایی نداشت. به همین سبب با توجه به تفوق عناصر بومی در انتخابات شوراها ممکن است ائتلاف سازی با ابهام زیادی روبرو باشد . در همین رابطه احتمالا لیست های مجزا یا نام های تک گزینه ای بنام اصلاح طلب با شعارهای متفاوت اصلاح طلبانه و حمایت از دولت منتشر شود.

ترجیحا مطلب را با یک سوال به پایان می رسانم:

با وجود کنش های در هم نهادی و فردی؛ آیا تشکل ها و فعالین همسو می توانند نقش برادر بزرگتر را برای شهروندان و نیروهای حامی دولت در انتخابات شوراهای شهر و روستا بازی کنند؟

*عضو حزب کارگزاران سازندگی-شاخه بوشهر

یک دیدگاه