سنگ‌های درشت زیرپای لنگ تولید

admin 1397-01-07 ۰
سنگ‌های درشت زیرپای لنگ تولید

خضر خلیلی
دبیر انجمن مدیران صنایع بوشهر

انتخاب شعار “حمایت از کالای ایرانی” برای سال ۹۷ اگر با جدیت و همت همه ارکان نظام و خصوصا دولت همراه نباشد، امیدواری و دلخوشی زیادی در بین تولید کنندگان ایجاد نخواهد کرد. شوربختانه طی سالیان اخیر نیز عملکردها طوری بوده که خاطره خوبی از نتیجه نامگذاری سال ها در خاطره ها نماینده است.

ساعاتی پس از پیام نوروزی رهبری نظام، جهانگیری معاون اول رئیس جمهور با استقبال از این نام‌گذاری، گفت که “تمامی ادارات دولتی، امسال از خرید هرگونه کالای خارجی منع می شوند و به زودی هم بخشنامه ای در این خصوص صادر می شود.”

این موضع انفعالی البته ناامید کننده‌تر بود و این سوال بزرگ را مطرح کرد که این چه شیوه تصمیم گرفتن است که دولت به عنوان ابربنگاه اقتصادی کشور، ظرف چند ساعت مسیر یک حرکت اقتصادی چندهزار میلیارد تومانی را تغییر می‌دهد؟! دولت اگر تا پیش از این می توانست کالای ایرانی بخرد و نمی خریده که خیانت می کرده‌‌ و اگر هم تا الان بنا به هر دلیلی نمی‌توانستند جنس ایرانی بخرند، حالا هم بنا به دستور طی این چند روز و چند ماه نخواهند توانست. این طرز استقبال از سخنان رهبری توسط معاون اول رییس جمهور ممکن است در عالم سیاست تعارف باشد ولی در عرصه اقتصاد حرفی بی‌پایه است و معلوم است که دولت عزمی برای بهره‌گیری ساده و حداقلی از انرژی ای که نام‌گذاری رهبری می تواند برای بهبود وصعیت تولید ایجاد کند، ندارد و قرار نیست اتفاق خاصی بیافتد.

از این گذشته، این نام‌گذاری از منظر دیگری هم قابل تحلیل است. منظور از “کالای ایرانی” چیست و چه کالایی را می توان ایرانی نامید؟

با اینکه ایران عضو سازمان تجارت جهانی نیستیم و مراودات تجاری مان با خارج از کشور همواره با دست‌اندازهای دو طرفه داخل و خارج مواجه بوده، شرایط اقتصاد امروز دنیا یک امتزاج گسترده، گریزناپذیر و غیرقابل مرزبندی بین عوامل تولید در عرصه بین المللی ایجاد کرده که تولیدات ایرانی نیز از آن در امان یا بی بهره نیستند.

سازمان جهانی تولید کالا و خدمات به سرعت به سمت یکپارچگی، تعامل و داد و ستدهای بی مرز پیش می رود و امروزه کمتر کالایی می توان یافت که کشوری مدعی ساخت انحصاری آن از ابتدا تا انتهای آن بدون دخالت عوامل مختلف تولید از دیگر کشورها باشد و قطعا درصدی از عوامل تولید هر کالایی که در مرزهای جغرافیایی یک کشور تولید می شود، از جمله مواد اولیه، تکنولوژی، ماشین آلات و کارگر و یا سایر عوامل آن از جایی دیگر می‌آید.

بنابراین سوال این است که حمایت از کالای ایرانی با پشتیبانی ازکدام مرحله و کدام بخش از پروسه تولید آغاز می‌شود؟ مثلا وقتی می گوییم از کفش ایرانی حمایت کنیم، آیا منظور تشویق تولید کفشی است که مواد اولیه آن ایرانی است؟ یا با ماشین آلات ایرانی تولید شده؟ یا دانش فنی و طراحی و مدلینگ آن ایرانی است؟ اگر بخواهیم از یک تولید کننده داخلی که با ماشین آلات مدرن وارداتی، کفشی بهتر و رقابت‌پذیرتر در مقایسه با یک تولیدکننده که با ماشین الات داخلی کفش تولید می کند حمایت کنیم، یک وجه‌اش این است که به او اجازه و امکان وارد کردن ماشین آلات مورد نیازش را بدهیم و این یعنی اینکه یک قدم پیش‌تر، دست از حمایت یکجانبه از تولید کننده ماشین آلات کفش‌سازی داخلی برداریم و آیا این با ادعای فراگیر حمایت از کالای ایرانی در تناقض نیست‌؟

این سوال می تواند در مورد طراحی یا مواد اولیه مورد نیاز برای تولید کفش هم پیش بیاید. از طرف دیگر اگر حمایت را طوری تعریف کنیم که از ابتدا تا انتهای داستان را شامل شود، یعنی از تولیدکننده‌ای پشتیبانی کنیم که تمامی مواد اولیه و ماشین آلات و فن‌آوری و طراحی آن داخلی باشد، در عمل و بنا به تجربه، نتیجه آن تولید محصولی غیر رقابتی خواهد بود که زمینه تراکم تقاضای برای کفش وارداتی مرغوب و ارزان‌تر را فراهم خواهد آورد و نهایتا نتیجه این مثلا حمایت به نفع وارد کنندگان کفش تمام می شود که اگر قانونی و آزاد نتوانند وارد کنند، کفش مورد تقاضای جامعه را با شکلی از قاچاق وارد می کنند. بنابراین حمایت بدون منطق اقتصادی از کالای ایرانی به سرعت و به راحتی به نابودی و تعطیلی همین باقیمانده تولید هم می شود.

با این وصف برای من نام‌گذاری حمایت از کالای ایرانی از منظر فرهنگی و اجتماعی و از منظر سیاسی بیشتر قابل تامل است. از دیدگاه اجتماعی و فرهنگی این اقدام در واقع هشدار و تذکری درست و بجاست به بدنه جامعه که اخیرا به انفعال و ناامیدی بیشتری رسیده و انگاره “هر چیزی که خودمان داریم بد است” به صورت هدفدار و برنامه‌ریزی شده در بین مردم در حال گسترش است. از منظر سیاسی هم دقت به این نام‌گذاری ممکن است نشانه‌ای از ورود کشور به انسدادهای جدی‌تر بین المللی در سال درپیش‌رو به دست دهد و تصور می کنم رهبر کشور با اطلاع از مشکلات احتمالی که ممکن است دشمنان خارجی در تعاملات اقتصادی بین المللی ایران ایجاد کنند، جامعه را از لحاظ روانی آماده مواجه با بدعهدی آمریکا و تحمیل تحریم‌های جدید و قناعت به همین تولیدات حداقلی داخلی می کنند.

یک دیدگاه