درباره یونس خسروانی

admin 1397-07-28 ۰
درباره یونس خسروانی

🔸رضا معتمد
می خواستم در باره آقای یونس خسروانی مدیر کل سابق تأمین اجتماعی استان بوشهر که روز جمعه از سمتش برکنار و صبح شنبه مراسم تودیعش برگزار شد، چیزی بنویسم اما ترجیح دادم تا فروکش کردن گرد و غبار ناشی از این برکناری سکوت کنم.

فارغ از درستی یا نادرستی آنچه او در باره عوامل و افراد مؤثر در برکناری اش در مراسم تودیع خود گفت و نیز صرف نظر از نقدهایی که ممکن است به پاره ای کنش های سیاسی وی، بعضی بلندپروازی های او و نیز تعاملات درون سازمانی اش وارد دانست، خسروانی به اعتقاد من از جمله مدیران خوب و موفق دولت روحانی در استان بوشهر بود.

از شدت وضوح، نیاز به گفتن این نکته نیست که به واسطه مشی خویشاوندسالاری در مدیریت سابق استان، تنها، اندک مدیران نسبتا کاربلد و موفقی در مناصب مدیریتی استان قرار گرفتند که خسروانی به گمان من در میان همان بالنسبه موفق ها یکی از موفق ترین ها بود.

طبیعی است که من از تجربه خودم در باره مدیریت او می گویم و از ریز قضایایی که در مجموعه درون سازمانی او جریان داشته اطلاع چندانی ندارم و از طرفی طبیعی است که نتوانم به بعضی اتهامات و ادعاها در باره او نادانسته اعتماد و در باره نقدهایی که در باره مدیریت و رفتار سازمانی او می شود، داوری کنم آن هم در جامعه و زمانه ای که بازار اتهام زنی و تخریب رونق فراوان دارد.

من در چند بار مراجعه ای که در طول مدیریت خسروانی برای درخواست کمک به انجام امور مربوط به حوزه کاری او و حتی موارد نامرتبط به کارش به وی داشته ام، او را فردی گره گشا و به معنی واقع «با عرضه»دیدم.

نمی توانم فراموش کنم احسان پی گیرانه او را در بیمه کردن «زهرا»، دخترک معصوم افغان که پدرش زیر بار هزینه های سنگین درمان سرطان او مانده بود. هر چند که آن دخترک عاقبت تسلیم آن بیماری مهلک شد.

همچنین نمی توانم فراموش کنم سخاوت او را در کمک به فعالیت های فرهنگی،در حالی که وظیفه چندانی در این باره نداشت. همچنین نمی توانم فراموش کنم یاری او را به مطبوعات و روزنامه نگاران بویژه در حل مشکلات بیمه ای شان. و نیز نمی توانم از یاد ببرم نحوه مواجهه محترمانه، دلسوزانه و کارگشایانه او را با افراد تحت پوشش تأمین اجتماعی در همان دو سه بار مراجعه ای که به دفتر کار او داشته ام.

او هیچ گاه در پاسخ به درخواست کمک های عام المنفعه من «نه» نگفت و مثل بسیاری دیگر از مدیران پشت گوش نخاراند.

حالا که خسروانی دیگر مدیر نیست و گفتن این نکته شائبه ای بر نمی انگیزد، می توانم گفت که آقای خسروانی در این چند فقره مواجهه ای که من با او داشتم از مصادیق این بیت حافظ بود:

اگر چو غنچه فروبستگی ست کار جهان
تو همچو باد بهاری گره گشا می باش

رفتن یک مدیر و آمدن مدیری دیگر، امر بی سابقه ای نیست. چه بسا در شرایطی مثل اکنون که رکود و بی تحرکی بر مدیریت استان سایه افکنده، چنین تغییرهایی لازم هم باشد. مهم آن است که انگیزه های این تغییر یا برکناری مصلحت مردم باشد نه خدای نخواسته کینه جویی های شخصی و مهم تر آن است که وقتی مدیری بومی برداشته می شود، جایگزین او حداقل هایی از ویژگی های مثبت او را داشته باشد.

آیا جانشین خسروانی و نیز جانشین دکتر دلشب که او نیز به شکلی ناگهانی و تقریبا غیر محترمانه از مدیریت محیط زیست استان برکنار شد و برکناری اش با حرف و حدیث هایی مشابه برکناری خسروانی همراه بود، واجد ویژگی های مثبتی هستند که این دو مدیر اصلاح طلب بومی از آن برخوردار بودند؟ گذشت زمان بزودی پاسخ این سؤال را خواهد داد.

یک دیدگاه